به قدرت رسیدن اوغوزها و پیدایش نام ترکمن
به قدرت رسیدن اوغوزها و پیدایش نام ترکمن
درقرن هشتم میلادی در قسمت سفلای سیر دریا (سیحون) قبایل اوغوز زندگی داشتند. ایشان با «توقوز اوغوز» که در ببسیاری از کتب و منابع شرقی به آنها اشاره شده، از یک اصل و قبیله بودند. اوغوزها طایفه یی از ترکان غربی بودند. در کتیبه کوشوتزایدام (اورخون ینیسی)که به امر بیلکه قاآن خاقان ترکها نوشته شده به آنها اشاره شده و خاقان هنگامی که خطاب به توقوز اوغوزها میکند، آنها را با کلمات «ملت من» یاد آوری کرده و از روی همین کتیبه که در قرن هشتم میلادی حک گردیده، چنان استنباط می شود که «توقوزاوغوزها» در وقت حکمرانی «توکیوها» نیز تا حدی خود مختار بوده اند.
اوغوزها بعد از مرگ «سولو» رئیس قبیله «ترگش» پراگنده شده و تاکناره های رودسیحون رسیده بودند. این عشایر و قبایل ترکی که به طوایف زیادی تقسیم میشوند، درقرن دهم میلادی حکومتی محلی در سواحل دریای سیحون تشکیل داده بودند. حکمران آنها موسوم یه «یبغو» درشهر «ینگی کنت» در بخش سفلای وزد سیحون اسکان داشت. اوغوزها دراین سالها در شما دریاچه بلخاش، درمرغزاران «ساری سو» و «تورگای» و «امبا» میزیستند. اینها از بین همه قبایل ترک که قبلاً یاد کردیم، درپروسه تکوین و تکامل ترکمنها به صفت یک ملیت نقش برجسته یی ایفاکردند.
اوغوزها درسده های 10-11 میلادی در آسیای میانه ظاهر شده به تدریج تقریباً درتمامی مرغزاران آسیای میانه و بخش بزرگی از قزاقستان امروزی پخش گشته، طوایف کوچ نشین آلانها، یاس ها و دیگران را تحت تبعیت خویش در آوردند و با آنان در آمیختند. بخش عمده اوغوزها دامداری میکرده، بز و گوسفند، اسب و شتر پرورش میداند. آنان در صحراها «الاچیق» های با دوام و محکم موسوم به «قره اوی» میزیستند. درمیان اوغوزها درمناطق گرم سیر، کشاورزان و درسواحل بلخاش، ایسک کول و کناره های دریا ها ماهیگیران نیز بوده اند. اوغوزها بمثابه سوارکارانی شگفت انگیز و تیراندازان ماهر و زبردست شهرت داشته اند. اکثریت قریب به اتفاق آنها را دامداران و کشاورزان آزاد تشکیل میداد، ولی درمیان آنها برده گان نیز بودند. برخی منابع اوغوزها را به پدر قهرما ن واساطیری آنان و بنیان گذار سلسله شان «اوغوزخان» نسبت میدهند.(1) درمیان ترکمنهای امروزی نیز در بارۀ «اوغوزخان» روایاتی موجود است که به نام «اوغوزنامه» شهرت یافته است. این اثرحماسی در سال 1957 میلادی از طرف ا.م.شیربک چاپ و نشر گردیده است. افزون بر آن، در حماسه ملی ترکمنها «کتاب داده قورقوت» نیز در مورد اوغوزخان روایاتی موجود است.(2 )
برخی از پژوهشگران، ازجمله یک دانشمند مجارستانی واژه «اوغوز» را از نگاه زبانشناسی تحلیل و بررسی کرده و به این نتیجه رسیده اند که این واژه از دو جز تشکیل یافته است : (اوغ + از) در زبان ترکی قدیم واژه «اوغ» بمعنای قبیله و عشیره است و پسوند « از» نیز نشانه جمع است. چنانچه جمع «من» «بیز» و جمع سن(تو) «سیز» است. بنا برهمین تحلیل زبانشناسی به این نتیجه رسیده اندکه اوغوزها ازاتحاد(اوغها) یعنی عشایر و قبایل زیادی تشکیل یافته بودند و بدین جهت نام خود را «اوغوز» میگفته اند.(1) اوغوزها ازقدیم الایام بین قبایل و عشایر ترک مشهور بوده اند. چنانچه درکتیبه «اورخون- ینیسی» که به افتخار کول تگین یکی از سرداران مشهور ترکها برادرش بیلکه قاآن (خاقان ترک) بنا نموده،
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ابوالغازی بهادر خان، شجره تراکمه. ص 54
نام اوغوزها برده شده است که در آن وقت در «کرولن» زندگی داشتند. در این کتیبه از زبان «بیلکه قاآن»(موکی لین) نوشته شده است: «مردم توقوز اوغوز» ازهمان ملت خالص خود من است. چون در آسمان و روی زمین همه چیز زیر و زبر شده است آنها دشمن من شدند. در مدت یکسال پنج بار باهم جنگ کردیم.(1) [1]
این بیلکه قاآن نام بردار همان کسی است که بعد از به قدرت رسیدن یک تصفیه حسابی را در دربار امپراطوری ترک در قرن هشتم میلادی نموده و بجز از یک مشاور پیرهمه در باریان امپراطور سابقه را کشته و جنجال بزرگی درمیان قبایل ترکی بر خاسته بود. شاید توقوز اوغوزها نیز که از همان « ملت خالص» بیلکه قاآن بودند، سرهمین مسأله باوی جنگ کرده باشند.
اوغوزها را چینی ها درقرن هشتم میلادی میشناختند. در دایرة المعارف چینی که در این سده تدوین شده، نخست با تلفظ اشاره شده و بقول این دایرة المعارف کلمه «توکوسنگ» نام دیگری است که به کشور یعنی کشور آلانان اطلاق شده و اینها در آغاز تاریخ میلادی درمشرق تا مسیر سفلای سیر دریا مستقر بودند. (2 ) و آنجا در قرن چهارم هجری نیز مقر اصلی غزان بود. مؤلف نامعلم «حدود العالم من المشرق الی المغرب» ناحیت آنها را بدین سان توصیف میکند : [2]
«ناحیتی است مشرق وی بیابان غوز و شهر های ماوراءالنهر و جنوب و بعضی هم ازاین بیابان و دیگر دریای خزرانست و مغرب و شمال او رود اتل است و مردمانی شوخ روی و ستیزه کار اند و بزدل و حسود اند و گردنده اند برچراگاه و گیاه خوار تابستان و زمستان و خواسته ایشان اسب وگاو گوسفند. سلاح و صید اندک و اندرمیان ایشان بازار گانان بسیار اند و هم از اوغو و هم از ایشان هر چیزی را کی نیکو بود و عجب بود، نمازبرند و طبیبان را بزرگ دارند و هر که کی ایشان را ببیند نماز برند و این بجشکان را برخون و خواسته ایشان حکم باشند و ایشان را هیچ شهر نیست و مردمانی با خرگاه بسیارد و مردمانی با سلاح و آلات و دلیری و شوخی اندر حرب و ایشان هر وقتی به غزو آیند به نواحی اسلام. به هر جایی که رفتند و برکوبند و غارت کنند و زودباز گردند و هر قبیله را از ایشان مهتری بود از ناسازندگی باهم.» (4) مورخانی از قبیل: قدامه، مسعودی، اصطخری، گردیزی و مؤلف حدودالعالم و دیگران که در مورد اوغوز ها مطالبی نوشته اند، زبان ترکی را یاد نداشته، بناً اکثر نام آنها را سهواً به شکل «تغزغز» نوشته اند؛ درحالیکه باید «توقوزاوغوز» باشد، بمعنی «نه اوغوز». در این مدارک اصطلاح «تغزغز» به عوض «ییغورها» گذاشته شده و ازنگاه زمانی به زمان سلطنت دوم ییغورها درحومه تیانشان همزمان میدانند.بارتولد در دایرة المعارف اسلام در این مورد میگوید: «درمدارک خطی همان خاقان توچویه شرقیی اصطلاح تغزغزخیلی مشهور بوده و معادل ترکی استعمال میشده، تنها اختلافی که داشته این بوده که کلمه ترک در موارد سیاسی استعمال میشده و کلمه تغزغز جنبه های قبیلوی و ایلاقی دشته زیرا همه اغزها همیشه قدرت خاقان را به رسمیت نمی شناختند.»(3)[3]
ترک شناس مشهور «رنه گروسه» این عقیده دانشمندان را جمع بست نموده و به نتیجه مشخص میرسد، چنانکه منویسد: «یک نکته ایست که بین ترک شناسان قویاً مورد بحث میباشد و آن عبارتست از اویغورها و اوغوزها عده یی معتقدند که اینهر دو از یک قبیله و طایفه بوده اند و عده یی دیگرمعتقدند که آن دو از قبایل مختلفی بوده اند. عوامل این مباحثه از این قرار است : «تومسن» به استناد کتیبه های اورخون میگوید این هر دو نام شامل یک قبیله میباشد و « مارکوارت» نیز در «سنه و تاریخ کتیبه های ترکی باستانی «همین نظر را تایید میکند. «بارتولد» با این نظر مخالف است و در دایرة المعارف اسلامی ذیل لغت «توقوز» نظر مخالف خود را شرح میدهد. ازاین گذشته تعیین محل و ماوای «توقوزاوغوز» (نه اوغوز) که در کتیبه توکیوهای قرن هشتم و کتیبه های اویغوزی قرن نهم قید شده مشخص نیست. بار تولد بطور مبهم محل و ماوای آنها را در شمال «اوتکان» یا جبال «خینگای» میداند. (دایرة المعارف اسلامی ذیل لغت) ترک شناسانی دیگر و پیرو آنها «آلبرهرمان» (دراطلس چین شماره های 35 تا39) مسکن آنها را در کرولن وسطی میداند. طرفداران این نکته که اویغوریان و توقوز اوغوزها یکی میباشند بدین دلایل تمسک می جویند:
اولاً بر روی کتیبه «اورگوتو»خاقان اویغوری به نام «موین چو» بدین ترتیب به ملت خود خطاب میکند: «اون اویغور توقوز اوغوز» (ولی محتمل است که از ائتلاف دو عامل متفاوت و مختلف اسن ترکیب لفظی ساخته شده باشد). ثانیاً در «اوغوزنامه» آن قهرمانی که نام خودش را به این قبیله داده است موسوم به «اوغوزخان» میباشد، وی میگوید: من خاقان اویغوری ها میباشم. (آقای پلیو به این دلیل توسل جسته و آنرا در مقاله یی به نام «افسانه اوغوزخان به رسم الخط اویغوری » تونگ پائو 1930) ولی همین آقای پلیو معتقد است که «اوغوزنامه» بخط اوغوری در تورفان در حدود سنه 1300 توشته شده است. بنا بر این احتمال می ر.د که آنرا بعداً به آن الحاق کرده باشند و این الحاق دیر صورت گرفته است. (انشاء و طرز تحریر آن یکی و یکدست نیست ) ثالثا- مسعودی و گردیزی و یاقوت می گویند که «توقوزاوغوزها» چندی مانوی مذهب بوند و این میتواند به سهولت آنها را با اوغوری ها یکی بداند و برای آنهاهویت واحدی را بشناسد زیرا اوغوری ها بین سنوات 763 و 740 عملاً پیرو کیش مانی شدند (اصل مطلب این است که آیا این سه دانشمند در نتیجه شباهت لفظی اوغوری و اویغوزی را با یکدیگر مشتبه و مخلوط نکرده باشند) دلیل مخالف آقای بارتولد «توقوزاوغوز» را با اویغوری ها یکی نمیداند و آنها را با «توکیو» های قدیم یکی میداند، زیرا خاقان توکیو ها به نام «موکی لین » در روی کتیبه های «کوشوتزایدام» وقتی خطاب به توقوزاوغوزها میکند، می گوید: ملت خود من» معهذا در همین کتیبه ها توکیوهای «اورخون » وقتی که از توقوزاوغوزها صحبت میکند چنانست که گویی آنها تاحدی خود مختار بوده اند و جنگهای «موکی لین » و «کول تگین» برای سر کوبی شورش و محو نمودن طغیان خود آنها بوده است، چنانکه دیدیم، هویت اویغوری ها و توقوزاوغوزها بطور قطع و یقین مشخص و معلوم نیست. بازهم معلوم نیست که توقوزاوغورهای مغولستان که نامشان در کتیبه اورخون در قون هشتم و نهم ذکر شده با ا توقوزاوغوزهای بعدی که فی المثل در کتاب جغرافیای حدود العالم آمده یکی باشد. بنابر همین کتاب جغرافیای ایرانی در همین دوران ترکهایی که به نام توقوزاوغوزموسوم بودند، در جنوب دریاچه بلخاش (سمیرچی فعلی) منطقه ایلی در چاین و تلس و «موازار» سکونت داشته اند. «مینورسکی حدود العالم (263-279 و نقشه 279 ) و سایر ترکان موسوم به غزیا قوز در مغرب بالخاش و شمال اورال در مرغزار های «ساری سو» و «تورگلی» و «امبا» (مینورسکی، همان کتاب حدود العالم، ص311 نقشه 307) این چنین به نظر می آید که غزهای دشتهای قرقیز شعبه یی از توقوز اوغوزهای سمیرچی باشند و شکی نیست که اوزهای روسیه جنوبی نیز از غز «قوز» ها میباشند و ترکان سلجوقی ایران نیز در قرن یازدهم و ترکمن های فعلی نیز از همان غزها هستند.(1)
به هر حال، اوغوزها مقارن ظهور اسلام (نیمه دوم سده نهم میلادی) تا کناره های رود سیحون تسلط داشته، بعداز فتح ماوراءالنهر توسط اعراب با امپراطوری عظیم اسلامی همسایه شده بودند.(2) این صحرا نوردان چادر نشین ترک که به لشکر کشی های منظم و جبهه یی نمیپرداختند و فقط به جنگهای چریکی و به حملات ناگهانی در شهرها و نواحی ماوراءالنهر می پرداختند و گاهی به کمک یاغبان و سرکشان به ماوراءالنهر می آمدند. مردم ماوراءالنهر برای اینکه خود را از حملات نا بهنگام آنها حفظ کرده بتوانند، دیواری های عظیم و طویل، برجها و رباطها و سایر استحکامات دفاعی را در حوالی بخارا و تاشکند و دیگر جاها بنا کرده بودند.(3)[4]
مورخین و جغرافیه نگران اسلامی چیزهایی در مورد زندگی، عادات، رسم و رواجها و سر زمین اوغوزها نگاشته اند، چنانکه مؤلف زین الاخبار می گوید: « اما غزان مردمانی اند که ملک ایشان را تغزغز خاقان گویند و اندر روزگار قدیم تغزغز خاقان مردمی بود که اورا کورتگین گفتندی... و چنین گویند که تغزغز خاقان را هزار چاکر باشد و چهار صد کنیز، و این هزار مرد سال تا سال پیش خاقان طعام خورند هر روز سه بار، و چندانکه خواهند طعام بردارند و چون نان بخورند سه گان، شراب بخورند و شراب ایشان از انگورباشد، این خاقان پیش عامه بیرون نیاید، مگر به وقتی نادر و چون برنشیند، همه پیشروان بیایند و پیش او بروند اندر راه و از خانه او تا کناره شهر همه سماطین زده باشند و از رئیسان شهر یکی پیش او همی رود و برد ابرو همی کند و چون ازاسپ فرود آید و اسپ از دهلیز آرند، همه پیش اسپ او زانو زنند تا آن اسپ بگذرد و تغزخاقان بر مذهب دنیاروی باشد، اما اندر شهر ولایت او ترساهست و ثنوی و شمنی هست. و او رانه وزیراست و چون کسی را به تهمت دزدی بگیرند، بند برپای اونهند و دست بر گردان او بندند و بر هر رانی دویست چوب بزنندش، پس هر دو دست و گوش و بینی او ببرند و منادی همی بانگ کند: «هرکس که این بیند و فعل او میکند! «وتغزخاقان اندر کوشک باشد و دیوار پست و فرش او نمد باشد. اما فرش اهل اسلام بر روی او کشند و دیبای چین بر روی فرشها کشیده. اما عامه ایشان همه صحرایی باشند و خیمه و خرگه دارند و لباس ملوک ایشان دیبای چینی و حریر باشد و از آن عامه حریر و کرباس، و جامه ایشان رواج بود و فراخ آستین و دراز دامن و کمر ملک ایشان تحلیت در باشد و چون به مجلس او مردم انبوه بیاید، تاج بر سر نهد و چون بر نشیند سی هزار سوار با او بر نشیند هه جوشن و زره دارند و حرب نیزه کنند، همه مردمان ایشان کمربندند و کارد و خنجر بر وی بیاویزند و چیزی ایشان را بکار آید از آن جا آویخته دارند و بر در عامل آنجا هر روز سیصدیا چهار صد مرد گرد آیند از دنیاوران و صحف مانی را به آواز بلند همی خوانند و در پیش عامل آیند و سلام کنند و باز گردند.» (4)[5]
اینکه بخش قابل توجهی از اوغوزها را طوایف قدیمی صحرا نشین از قبیل مساگتها، آلانها، ساکاها، داه ها و غیره تشکیل داده اند، حقیقتی تردید نا پذیرمیباشد. به همین سبب نمیتوانیم اوغوزهای آسیای میانه را در سده های نهم و دهم میلادی طوایف و عشایر خالص ترک ارزیابی کنیم. بخشی از آنان به ویژه ساکنین نواحی سفلای رود سیحون و بیابان های قزاقستان امروزی از نژاد ترک بوده، ولی به مرور زمان با مردمان محلی آمیزش نموده اند. در نتیجه این آمیزش و نزدیک شدن ها اوغوزها در بین ممالک اسلامی به نام «ترکمن» یا «ترکمان» شهرت یافتند، برخی از مورخین مدعی اند که درمیان اوغوزهای سده نهم و دهم «ترکمن ها» نیز بوده اند. اما به نظرما این ادعا چندان به حقیقت نزدیک نیست. در واقع «اوغوز» ها از «ترکمن»ها جدا نبوده، بلکه آنها نیاکان ترکمنها بوده اند. باید توجه کنیم که اولاً تنها بخشی از اوغوزها بعدها «ترکمن» نام گرفته اند، نه همه قبایل اوغوز، ترکیب ترکمنها گشته اند. بدین ترتیب بخشی ازنیاکان ترکمنها بومیان کشاورزی و دامدار ساکن در مناطق ترکمن نشین امروزی بوده و بخش دیگر قبایل ترک زبان بوده اند که عمدتاً به دامداری اشتغال ورزیده و از آسیای مرکزی (آلتای، سنکبانگو مغولستان امروزی ) به محدوده ترکمن نشین امروزی و در اتحاد شوروی (سابق)، افغانستان، ایران و...) آمده اند(1)[6]. این نظر را دانشمند و زبانشناس سده یازدهم میلادی محمودکاشغری نیز تایید میکند. دانشمندی به نام «ابری مکی » در سال 1875 م ترکمن ها را بدین طریق توصیف میکند: «قومی از نژاد ترک، در قرن 11 و 12 بخارا را تسخیر کرده و در سمت مغرب بحیره خزر به ارمنستان، گرجستان و شیروان و داغستان دست یافتند، زندگی بادیه نشین دارند و قسمت عمده جمعیت این نواحی را تشکیل میدهند و آنها را تراکمه و ترکمن و قزلباش می خوانند. ایرانیان وجه تسمیه ترکمان را بدین طریق شرح میدهند و میگویند که قبایل ترک در موقع حمله به خراسان با زنان آن سامان ازدواج کردند و اولاد آنان ترکمان یعنی ترک مانند نامیده شدند این وجه تسمیه ظاهراً موجه نادرست و متناقض به نظر میرسد. زیرا عده زیادی از افراد این قوم که ترکی حرف میزنند و در آن سمت جیحون باقی مانده اند، خودرا ترکمن میخوانند، به عقیده من این نام از کلمه «ترک» و « کومن» ترکیب یافته و به آن قسمت از قوم کومن که در سمت شرق دریای خزر تحت استیلای ترکان آلتای باقی ماندند، اطلاق شده است. یک قسمت دیگر آمده در سمت غربی دریای خزر و در سمت شمال دریای آزوفف استقرار یافتند و بعدها به سوی مجارستان راندند.»(2)
ما در میان نام های طوایف اوغوزها به اسامی زیادی برمیخوریم که اکنون نیز در میان ترکمن ها وجود دارد. بطور مثال میتوان به اسامی: سالور، بیات، قایی، ایگدیر، بایندر، بگدلی، قرقین، توتورغایادودورغا و برخی دیگر اشاره کرد.
دراین مورد وجه تسمیه «ترکمن» نظر دیگری نیز موجود است. و آن اینکه : به گفته حافظ عمادالدین این واژه از دو جزء «ترک» و «ایمان» ترکیب یافته است. به نظر مذکور ترکها یی که نو مسلمان شده بودند به این نام یاد شده و بعداً به شکل «ترکمان » مخفف گردیده است.(3) به هر حال، نام «ترکمنها » برای نخستین بار در اسناد تاریخی و ادبی (1000 ـ )1200 سال قبل ثبت شده است. در برخی اسناد درباره تصرف آسیای مرکزی توسط اعراب نیز طور یکه قبلاً یاد آور شدیم در دایرة المعارف «تون ـ دیانگ » چین که در سده هشتم میلادی تنظیم شده از ترکمنها نام برده شده است. مقدسی جغرافیه دان نامی عرب در اثر خود از ترکمنهای ساکن «سمبرچی » سخن گفته است که پیشوای آنان در شهر «اوردو» زندگی میکرده است.3 - حدود العالم، ترجمه میرحسین شاه با مقدمه بار تولد و تعلیقات مینورسکی، کابل، 1342، ص 385
4- ایضاء، ص 106
[4] -امپراطوری صحرانوردان، ص 205-206
2-محمدسرای، ترکمنهادر زمان امپریالیزم، ص 11
3-و، و، بارتولد، ترکستان نامه، جلد اول، ص 128
[5] - عبدالحی گردیزی، زین الاخبار، ص 267 – 268
[6] - پیدایش خلق ترکمن، ص 15
2- پیدایش خلق ترکمن، ص 10.
3 ـ کاسانی، سید مبشر، تاریخ آسیای میانه (اورته آسیا تاریخی)، جلد دوم، ص 8.
تاریخ وفرهنگ ترکمنها "صالح محمد راسخ یلدرم"
انجمن اجتماعی - فرهنگی یورت