یفتلیها یا هفتالیان
هفتالی ها عشیره یی بودند ترک نژاد(3) که اصلاً در دامنه های سلسله کوه های آلتای زندگی میکردند و بعد ها از یلدوز علیا، شامل حوزه ایلی، دریاچۀ باکاش ایسیک کول، چو، تلاس، حوزۀ سیحون تا بحیرۀ اورال گسترش یافتند و تا اواخر قرن سوم میلادی اراضی شمال جیحون را اشغال کردند.[1]
یفتلی ها در طول تاریخ بنام های مختلف شناخته شده اند. نام آنها را مؤرخین رومی «هفتالیت» مؤرخین چینی «یه ته» مؤرخین عربی و فارسی «هیاطله» گفته اند. یفتلیها تا ابتدای قرن پنجم میلادی از قبایل درجه دوم و تابع و دست نشاندۀ ژوان ژوان ها بوده اند. در ربع دوم سدۀ پنجم آنها اهمیت زیادی کسب نموده در حدود 440م سغدیان ماوراءالنهر و بلخ و تخارستان را تصرف کردند. یفتلیها نیز مانند کوشانیها مراتب مهاجرت را تا تخارستان یکسان طی نموده و در اوایل مثل یوچه ها بطور ملوک الطوایفی و قبیله سالاری میزیستند. در فرجام یکی از قبایل بنام «ایتا» یا «ایتل» بر عشایر و قبایل دیگر تسلط پیدا کرده، رئیس این قبیله «ایتالتو» بمثابه رئیس مقتدر، تمامی قبایل و عشایر ترکی را تحت ادارۀ خود آورده، در اوایل قرن پنجم میلادی «420-425» تاج شاهی بر سر نهاد. درین وقت در خراسان زمین یا آریانای عهد باستان اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متشنج بود، دولت مقتدر کوشانی مضمحل گردیده و کوشانی های کوچک بر اثر فشار و ضربۀ دولت های همسایه سال به سال به سوی جنوب هندوکش عقب نشینی نموده، از حوالی بلخ، تخارستان، هرات و دیگر شهر ها دست کشیده تنها در حوزۀ کابل محدود شده بودند. ساسانی ها با استفاده ازین وضعیت به قلمرو خود گسترش داده بیشتر از نیم مملکت آنها را متصرف شده بودند. حتی درعصر شاپور دوم (379-309م) ساسانیها تا کابل و کاپیسا حکومت میکردند و کوشانی های خورد مرکز خویش را به شهر پشاور انتقال داده بودند. درین اثنا یفتلیها در تخارستان و بدخشان اقتدار یافته، قشون زیادی فراهم آورده بودند. ساسانیان ازین دولت نو به قدرت رسیده احساس خطر مینمودند؛ زیرا دامنۀ سلطه و نفوذ آنها تا تخارستان، باختر، سغد، حتی بر قسمت های شمال غرب رود جیحون تا حوالی مرو گسترش یافته بود.
نخستین پادشاهان یفتلی بخاطر گسترش قلمرو خویش با دولت ساسانی داخل جنگ شدند. دراین وقت درایران «بهرام گور» پادشاهی میکرد. بهرام ازطرف یفتلیها بسیار برحذر بود و از نیروی آنها میترسید، بناً وقتیکه جنگ شروع شد، برادرش«نرسه» را به حیث نایب السلطنه گذاشته، خود شخصاً بالشکرگران متوجه یفتلیها گردید. دراین نبرد که به «جنگ مرو» مشهوراست، نخست سپاه یفتلیها به پیروزی های نایل آمده ولی درفرجام ازبهرام گور شکست خوردند. (420-438) یفتلیها درباختر استقراریافتند حتی خراسان را متصرف شده بودند. بهرام گور درپیکار مروآنها را عقب راند. مارکوارت برخلاف گمان میکند که بهرام گور و جانشینش یزدگرد دوم برخلاف تهاجمات آنها تنها دفاع کردند.(1)[2]
درزمان سلطنت یزدگرد دوم بار دیگر میان یفتلیهای نوبه دولت رسیده و امپراطوری نیرومند ساسانی جنگ درگرفت. دراین پیکار سخت سپاه یفتلیها، ساسانیها را درحوزه مرغاب شکست دادند. درزمان «اخشنور» یا خوشنواز که بزرگترین شاه یفتلی است، باردیگر یفتلیها با دولت ساسانی به پیکار برآمدند. قرار یکه اکثر مؤرخین و واقعه نگاران شرق و غرب مسلم میدارند، میان این دو دولت جنگ بزرگی واقع شده و درنتیجه سپاه ساسانی تباه و «فیروز» شاهنشاه ساسانی اسیر گردیده و بعد بخشیده شد، و به مملکتش به سلامتی بازگردد، از خط سرحدی که اخشنور تعیین نماید، تجاوز نکرده و به مثابه خساره باج سالانه را به اخشنور بپردازد. شاه یفتلی قبول کرد و «قباد» پسر فیروز شاه ساسانی را بمثابه گروگان پیش خودنگاه داشت. اما هنگامیکه قباد ازدست یفتلیها خلاصی یافت، سپاه ساسانی بر خلاف عهد و میثاق درسال 484 میلادی به دولت یفتلی حمله کرد. دراین پیکار که درمناطق صحرایی رخ داد سپاه ساسانی بکلی معدوم شد و شاهنشاه فیروز به قتل رسید و هفتالیان شهر های تالقان، هرات و مرو را تصرف کردند. با آنکه دراین جنگ سپاه ساسانی معدوم شده بود، اما ساسانیان بعد ازآن چنان با شدت ازخود دفاع کردند که یفتلیها با وجود تلاشهای زیاد نتوانستند، امپراطوری ساسانی را مضمحل سازند. بنابران، اخشنور یا خوشنواز از تصرف ایران ساسانی منصرف شده متوجه جنوب گردید و ولایات جنوب هندوکش را از کاپیسا تا پشاور تصرف نمود. پادشاه دیگر یفتلی به نام «تورامانا» درهنگام سلطنت اش تا پنجاب پیشرفت و جانشینش «مهراگولا» روش پدر را تعقیب کرده داخل هندوستان شد و دولت بزرگ «گپتا» را شکست داد و بدین ترتیب امپراطوری بزرگی از رود سیحون تا رود گنگا و از اقصای چین تا هرات و مرو دراین خطه تشکیل شد. اما عمر این دولت بزرگ بسیار کوتاه بود. یفتلیها بعد ازاینکه هند را تصرف نمودند، توانستند صرف پنجاه سال درآن سرزمین تسلط داشته باشند. بخاطر اینکه دولت یفتلی در بین سه دولت نیرومند آن وقت زیر فشار بود. ازطرف جنوب دولت گپتا باتشکیل اتحادیه قوی امرای کوچک محلی هند در مقابل یفتلی ها قرار داشتند و از طرف غرب دولت ساسانی آنها را فشار میداد و از همه بدتر دولت نیرومند و نوبه ظهور رسیده «توکیوها» (ترکها) ازطرف شرق یفتلیها را زیرفشار جدی قرار داده بود. بنابر همین فشار ها بود که آخرین شاه مقتدر یفتلی «مهراگولا» درسال 528 میلادی درطی یک جنگ بزرگی از گپتا ها شکست خورد و بطرف سند و کشمیرعقب نشست. ازآن ببعد دولت بزرگ یفتلی تجزیه شد، امرای کوچک محلی درنقاط مختلف کشور از قبیل کاپیسا، زابل، تخارستان، غرجستان، بادغیس و بلخ و غیره حکومت میکردند و این وضعیت تا سال 566 میلادی ادامه پیدا کرد.(1)[3]
بنابرعقیده برخی مؤرخین یک قسمت قبایل یفتلی به نام «زاول» در اویل قرن پنجم میلادی درنواحی سیستان و غزنی مستقرشده و این نواحی به نام آنها مسمی شده است. بعدازاینکه دولت مقتدر یفتلی دچار تجزیه شد، حکمرانان محلی اینجا به نام «زابل شاه» یا «زاول شاه» در این نواحی حکومت میکردند. به عقیده دانشمند گرامی احمد علی کهزاد «زابلیها» یفتلی هایی که هم اکنون در حدود بیست هزار خانواده در بدخشان زیست دارند و باشندگان جاغوری(جاکوده) یا (جغوده) احفاد همین یفتلی ها اند.
انجمن اجتماعی - فرهنگی یورت